سیره قرآنی امام حسین(ع)

 انس با قرآن

انس آدمي با هر چيز ريشه در ارج و اهميتي دارد كه انسان براي آن چيز قائل است. ره‏پويان راه يقين و سالكان وادي علم و معرفت از آن ‏جا كه محبوب‌ترين محبوب را ذات اقدس خداوند مي‏دانند و فقط دل در گرو او دارند، كتاب او را كه پرتوي از ذات او و واسطه سخن  خداوند با بندگان است ، پر منزلت و تنها طريق هدايت مي‏دانند از اين‏رو با آن انس ويژه‏اي

 داشته و قلب و جان و اعمال خويش را با آن گوهر حياتبخش خدايي مي‏كنند.

قرآن كريم به لزوم اين انس اشاره كرده است. از مؤمنان مي‏خواهد با تلاوت آيات آن، اولين  مرحله‏ انس را بپيمايند. فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَان؛(4) هر آنچه برايتان امكان دارد قرآن  بخوانيد.

در آيه‏ ديگر آنان‏ كه در قرآن انديشه نمي‏كنند مورد نكوهش قرار داده، مي‏فرمايد: أَفَلَا  يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلَي‏ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛(5) آيا به آيات قرآن نمي‏انديشند؟ يا بر دل‌هايشان  قفل‏هايي نهاده شده است؟

امام حسين عليه السلام انس ويژه‏اي با قرآن داشت چون منزلتي بزرگ براي آن قائل بود.

 نمونه‏اي از اين منزلت را مي‏توان در حكايت زير مشاهده كرد:

عبدالرحمان به فرزند امام حسين عليه السلام الحمدللَّه رب العالمين را آموخت، وقتي  كه آن را بر پدر خواند، حضرت هزار دينار را به او بخشيد و دهان او را پر از طلا كرد.

 از آن حضرت دليل آن سؤال شد. حضرت پاسخ دادند: چگونه مي‏توان كار او را [تعليم قرآن] با اين پاداش مقايسه كرد؟!(6)

امام هدف قيام خود را اصلاح‏طلبي و امر به معروف و نهي از منكر معرفي كرد از اولين مراحل امر به معروف كه همان اندرز و نصيحت است آغاز كرد و بارها و بارها يزيديان را  پند داد و تا آخرين مرحله كه گذشتن از جان خويش است در راه احياي اين عنصر مهم كوشا  بود. آن حضرت در اين‏باره چنين مي‏فرمايد: من براي اصلاح در امت جدم محمد صلي الله عليه و آله قيام كردم و امر به معروف و نهي از منكر را طالبم...

انس امام حسين با قرآن را مي‏توان در تمام زواياي زندگي‌اش ملاحظه كرد، نصايح و مواعظش، سيره‏ علمي و عملي‏اش و حماسه خونينش همه و همه در قرآن و الهام گرفته از آن  بود. بنابراين كوته‏بيناني كه شخصيت حماسي و قيام مردانه‏اش را زير سؤال مي‏برند و گاه  بر چسب خشونت‏طلبي، عدم توجه به مصالح، بي‏سياستي، انتقام‏جويي و ... را به آن حضرت نسبت مي‏دهند اگر ريشه‏هاي قرآني عمل آن بزرگوار را بدانند و واقعاً در پي حق و  يقين باشند نه بهانه‏جويي، به حقيقت رهنمون خواهند شد.

آري، اهل‏بيت و به ويژه امام حسين عليه السلام فرزندان پيامبر و شاگرد مكتب قرآنند، پس  چگونه گفتار و مواعظشان متكي به قرآن نباشد. حركت و قيام حسيني از همان آغاز بر  مبناي قرآن همراه بود. نه تنها ريشه‏هاي اين حماسه را مي‏توان با قرآن به دست آورد بلكه  امام عليه السلام خود با استناد به آيات قرآن حركت خود را الهام گرفته از آن مي‏دانست كه  نمونه‏هايي از آن را ذكر مي‏كنيم.

الف) در نخستين برخورد با والي مدينه، خود و اهل‏بيت را معدن رسالت و... معرفي مي‏كند

 و مي‏فرمايد: در حالي ‏كه يزيد مردي فاسق و شرابخوار و ... است پس چگونه امام را شايسته است كه با او بيعت كند.

ب) هنگامي كه مروان اصرار مي‏كند كه والي مدينه از امام حسين عليه السلام بيعت بگيرد

امام عليه‌السلام او را پليد و خود را با استناد به قرآن مطهر بيان مي‏دارد: اِلَيك عَنّي، أَنا  مِنْ بَيْتِ الطَّهارةِ الّذين أنْزلَ اللَّهُ فيهم عَلي‏ نَبيّه: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.

ج) آنگاه كه با كاروان خود از مدينه بيرون آمد اين آيه را تلاوت فرمود: رَبِ‏ّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ  الظَّالِمِين(9) و اين همان دعايي است كه حضرت موسي عليه السلام به هنگام خروجش با  بني‏اسرائيل آن را بر زبان جاري ساخت.

د) آنگاه كه به مكه رسيد اين آيه را تلاوت نمود: وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَي‏ رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيل(10) به اين ترتيب هجرت خود را به هجرت موسي‏ كه هر دو در جهت كوبيدن بيداد و ظلم بود تشبيه مي‏كند.

ه) پس از ورود به مكه نامه‏اي براي سران قبايل بصره نوشت و آنان را به كتاب خدا دعوت كرد: وَ اَنا ادعوكم اِلي‏ كتابِ اللَّه و سُنة نبيّهِ.و) وقتي كه عصر پنج‏شنبه نهم محرم عمر بن سعد فرمان حمله داد و لشكر به حركت در آمد

 


.:بازگشت:.